السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

174

تفسير الميزان ( فارسي )

مىفرمايد : « يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ » « 1 » براى اينست كه معجزه يقينآور است ، و اگر دليل و حجت را هم برهان ناميده و مىفرمايد : « أإِله مَعَ اللَّه قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » « 2 » باز براى اين است كه دليل ، حجت يقينى است ، كه حق را روشن ساخته و بر دلها حاكم مىشود ، و جاى ترديدى باقى نمىگذارد . و اما آن برهانى كه يوسف از پروردگار خود ديد هر چند كلام مجيد خداى تعالى كاملا روشنش نكرده كه چه بوده ، ليكن به هر حال يكى از وسائل يقين بوده كه با آن ، ديگر جهل و ضلالتى باقى نمانده ، كلام يوسف آنجا كه با خداى خود مناجات مىكند - و به زودى خواهد آمد - دلالت بر اين معنا دارد ، چون در آنجا مىگويد : * ( « وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ . . . » ) * « 3 » و همين خود دليل بر اين نيز هست كه سبب مذكور از قبيل علمهاى متعارف يعنى علم به حسن و قبح و مصلحت و مفسده افعال نبوده ، زيرا اين گونه علمها گاهى با ضلالت و معصيت جمع مىشود ، هم چنان كه از آيه « أفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه وَأَضَلَّه اللَّه عَلى عِلْمٍ » « 4 » و آيه « وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ » « 5 » به خوبى استفاده مىشود . پس يقينا آن برهانى كه يوسف از پروردگار خود ديد ، همان برهانى است كه خدا به بندگان مخلص خود نشان مىدهد و آن نوعى از علم مكشوف و يقين مشهود و ديدنى است ، كه نفس آدمى با ديدن آن چنان مطيع و تسليم مىشود كه ديگر به هيچ وجه ميل به معصيت نمىكند ، و ما - ان شاء اللَّه - مقدارى در باره آن بحث خواهيم كرد . « لامى » كه در جمله * ( « كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْه السُّوءَ وَالْفَحْشاءَ » ) * بر سر « لنصرف » در آمده « لام » غايت و يا تعليل است ، و به هر حال مال هر دو يكى است . و كلمه « كذلك » متعلق است به جمله « لنصرف » و اشاره مزبور اشاره است به رؤيت برهان رب كه قبلا گفته بود ، و كلمه سوء به معناى چيزى است كه صدورش از عبد از آن جهت كه عبد است بد باشد ، و اين مطلق معصيت و يا قصد معصيت را شامل است . و كلمه « فحشاء » به معناى ارتكاب عمل زشتى از قبيل زنا و امثال آن است ، و ما قبلا گفتيم كه از ظاهر سياق برمىآيد كه سوء و فحشاء با زنا

--> ( 1 ) هان اى مردم ! به تحقيق برهانى از پروردگارتان براى شما آمد . سوره نساء ، آيه 174 . ( 2 ) آيا معبودى با خدا ( شريك ) است بگو بياوريد برهانتان را اگر راستگوييد . سوره نمل ، آيه 64 . ( 3 ) سوره يوسف ، آيه 33 . ( 4 ) آيا مىنگرى كسى را كه هواى نفس خود را خداى خود قرار داده و خداوند او را دانسته ( و پس از اتمام حجت ) گمراه كرده . سوره جاثيه ، آيه 23 . ( 5 ) انكار كردند آن را با اينكه دلهايشان بدان يقين پيدا كرد . سوره نمل آيه 14